الترجمة

از جمله عهد آنحضرت عليه السّلام است كه آنرا به يكى از عمّالش هنگامى كه او را براى جمع زكاة فرستاده مرقوم فرمود :

امر كرد او را كه در امور پنهان و اعمال پوشيده‏اش با تقوى باشد چه گواهى جز خدا و وكيلى سواى او نيست .

و امر كرد او را كه در آشكار طاعتى بجا نياورد كه در پنهان خلاف آنرا مرتكب شود ، و هر كه پنهان و آشكارش و كردار و گفتارش دو گونه و خلاف هم نيست امانت را ادا كرد و عبادت را به اخلاص گذرانده .

و امر كرد او را كه دست رد به پيشانى مردم نزند و نابايست و ناخوش بر آنها پيش نياورد ، و بدانها بهتان نزند و بر آنها دروغ نبندد . و از جهت إمارت و حكومت بر آنان از ايشان روى برنگرداند چه آنان برادران دينى و ياوران بر گرفتن حقوق هستند .

و همانا كه براى تو در اين زكاة بهره واجب و حقى معلوم است ، و مر تو را انبازان درويش ، و ناتوان تهيدست در اين مال است ، و ما حق تو را بتمام ميدهيم پس تو هم حق ايشانرا بتمام و كمال بپرداز ، و گرنه خصم تو در روز رستاخيز مردم بسيار خواهند بود . و بدا بكسى كه خصم او نزد خدا فقرا و مساكين و سائلان و رانده‏شدگان و وامداران و رهگذريان باشند ، و آنكه امانت را خوار دارد و در خيانت چرا كند و خودش را و دينش را از آن پاك نسازد بخودش در دنيا ستم كرد و در آخرت هم خويشتن را زبون و رسوا ساخت . و همانا

[ 58 ]

كه بزرگترين خيانت خيانت كسى است كه ديگران بر وى اعتماد دارند ،

و زشت‏ترين غشّ كردن غشّ كردن پيشوايان است . [ 1 ]